حسین زمانه!

۱۳۹۴/۱/۲ ۱۸:۱۷:۲۲آبان ۲۲ام, ۱۳۹۲|دسته موضوعی: مناسبت ها|برچسب ها: , |۶ دیدگاه

باز محرّمی دیگر فرا رسید و عاشورای حسینی پیش روست ؛ایّامی که در وصف عظمت قهرمانان آن ،هرچه گفته و نوشته و سروده شود باز کم است و هیچ…

هدف از نگاشتن سطور پیش رو نگاهی متفاوت به مقولۀ کربلاست. نگاهی که ساربانِ کاروانِ عشقِ دیروز را با قافله سالارِ کاروانِ صبرِ امروز مقایسه می کند. مرور قضیه کربلا و مظلومیت یگانۀ دوران ،پدر بندگان خدا ،چه چیزی را در ذهن شما تداعی می کند؟ وقتی مظلومیت امام حسین(علیه السّلام) و یارانش را می شنوید ،به چه فکر می کنید؟ دربارۀ چه می اندیشید و ذهنتان مشغول مرور کدام صحنه هاست؟

اندکی قبل این سؤالات همچون علامت سؤالی در ذهنم جای گرفت و هرچه خواستم با پاک کن غفلتم ،نوشتۀ سبز توجّهی را که در ذهنم ایجاد شده بود پاک کنم ،نتوانستم. کمی تأمّل کردم و با  عنایت خدای حسین (علیه السّلام) بود که جرقّه‌ای نورانی در ذهنم به وجود آمد ؛به ناگاه صحنۀ عاشورایی را دیدم که مولای آن نیز در غربت و مظلومیت بود ،مولایی که جیره خوارانش زمین و آسمان را پر کرده اند ،ولی هواداران حقیقی اش به عدد انگشتان دست هم نمی رسند ؛مولایی که او نیز مثل امام کربلا ندای “هَل مِن ناصِر ٍیَنصُرُنی”  سر می دهد ولی مثل همان امام ،به جز اندکی به درخواست او لبیک نمی گویند ،مولایی که چه بسا مظلومیتش از مظلومیت حسین (علیه السّلام)  هم بیشتر است یا حدّاقل طولانی تر.

زمین کربلایی را دیدم که صاحب آن نیز تنها بود و آن زمان بود که قطعۀ معروف “کلُّ یَومٍ عاشورا و کلِّ ارضٍ کربلا” ذهنم را به خود معطوف کرد ؛گویی این قطعه بیانگر همان صحنه بود ولی با تفاوتی اندک ،چرا که گلوی مبارک حسین زهرا (علیه السّلام) را شمشیر رنج داد و قلب نازنین مولای عصر را غفلت شیعه ؛به پیکر مطهر آن امام اسب ‌دواندند و پیکر مطهر ایشان را با بی اعتنائی به گلوله بستند. یتیمان آن امام در کوه و دشت آواره شدند و یتیمان ایشان آوارۀ جهانی پر از درنده و جنایتکار و غافل از حقیقت اند…آری هر دو مظلومند ،هر دو غریبند ،هر دو تنهایند و حق هر دوی ایشان غصب شده است.

قطعاً تا کنون فهمیده‌اید منظورم ،همان حسین زمانه “موعود امم و ذخیرۀ خداست” ،منتَظَری که پیام‌آور آخرالزّمان و مصلح صالح امروز است…

آری بلای جانسوز هر دو عصر ،غفلت بوده و هست و تا این غفلت از دامان شیعه پاک نشود ،هرگز به سعادت ابدی نخواهد رسید ؛چرا که توجّه قابل ملاحظه ای به وجود با برکت مولای عصر خویش ندارد و او را در پستوی خانه ،برای آیندگان نگاه داشته‌ است ؛همان‌گونه که گذشتگان برای امروزیان نگاه داشته‌ بودند…

بیایید ذکر و یاد مولایمان را از پستوی دل هایمان بیرون بیاوریم و همواره با یاد او زندگی کنیم و تغییری اساسی در زندگی روزمره و تکراری خود به وجود آوریم تا همانند گذشتگان شرمندۀ مادر گرامیش ،بانوی دو عالم ،حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  نشویم.  

۶ Comments

  1. محمد ۱۳۹۳٫۱۱٫۰۷ در ۰۱:۱۹ - پاسخ دادن

    با عرض سلام و ادب، از شما مدیر گرامی دعوت می نماییم از وب سایت ما و قالب های خبری و پیامکی وردپرسی آن دیدن فرمایید.
    با قیمت بسیار مناسب و طراحی حرفه ای
    http://www.wpparsi.ir
    info@wpparsi.ir

  2. محمد کرمانی ۱۳۹۳٫۰۴٫۱۰ در ۲۳:۲۴ - پاسخ دادن

    سلام برادر… ما بعد از سه سال و نیم به روز شدیم!!!

  3. امیررضا آل حبیب ۱۳۹۳٫۰۲٫۱۹ در ۱۴:۰۸ - پاسخ دادن

    سلام علیکم
    میدانید در قطب شمال گرگ ها را چطور شکار میکنند …؟
    روی تیغه ای خون ریخته و آن را در قالب یخی قرار میدهند و در طبیعت رها میکنند .
    گرگ ان را میبیند ؛ خون را؛ لیس میزند؛ یخ آب میشود و تیغه زبان گرگ را میبرد؛گرگ خون بیشتری میبیند و تصور میکند شکار خوبی بدست آورده …
    بیشتر لیس میزند و خون خود را میخورد …
    آن قدر از گرگ خون میرود که توسط خودش میمیرد ؛ و این کاری است که ماهواره با شما میکند … خودت خودت را میکشی …
    تصور میکنی گرگ دانایی هستی ولی تو قربانی یک سیستم کثیف شدی .
    لقمه هایمان را حرام نکنیم؛ دجال را از خانه ها بیرون کنیم .

  4. صفری ۱۳۹۲٫۱۲٫۱۸ در ۲۳:۴۶ - پاسخ دادن

    سلام چند وقته به روز نیستی کجایی حاجی؟

  5. مرصاد ۱۳۹۲٫۰۹٫۰۶ در ۱۲:۱۵ - پاسخ دادن

    به نام خدا
    سلام علیکم
    مطالب نغز و بحق شما برای من غریب نیست چراکه در طول سالیان همواره این موضوع گوشه ای از ذهن مرا بخود اختصاص داده است.اما چند سوال:
    درمیان جمعیت ملیونی شیعه خصوصا سیل جمعیت عزادار حسینی در کلیه عتبات مقدسه مساجد هیئات و…۳۱۳نفر مومن حقیقی که یکی از ارکان قیام حضرت باشند وایشان رارایاری کنند هست؟
    چرا مثل کسی که برای انجام امور دندانپزشکی از داروی بی حسی استفاده کرده نسبت به انواع و اقسام منکرات زندگی هامان کرخت شدیم تا آنجا که منکر معروف شده و محبوب؟
    چرا غیبت امام زمانمان را با عمق جان احساس نمیکنیم ودغدغه هایمان ازجنس دیگریست ازجنس دغدغه های آنروزکوفیان که انقدربادیده ی حقارت وتاسف باحوالشان مینگریم؟
    چرابعضی زنان این دیار حتی درمجلس عزای امام حجابشان تعریفی ندارد؟مگرنه اینکه درزیرباران مصیبتها وشداید بزرگترین ناراحتی دختر سه ساله ی امام اینبود که یااباانظرالی روسناالمکشوفه(پدرببین صورتهایمان(ونه سرهایمان!)برهنه است؟
    وچرابعضی مردان این دیاربرای اندکی رفاه بیشترازحق این وآن میخورند مگرنه اینکه درشب عاشورااباالاحرار به یارانشان فرمود:هرکس دینی به گردن اوست این سرزمین راترک کند یابه دیگران سفارش کند ازمالش اداکنند وگرنه حق جنگیدن در رکاب مراندارد؟
    چندنفرازمااگرهمین جمعه اماممان بدعوتمان لبیک میگفت واقعا آمادگی پذیرش ایشان راداشتیم؟
    ودههاپرسش دیگر…
    نقل است یکی ازصلحای زمان اواخر عمر زیاد افسوس میخورد وتاکید داشت که یالیتنی کنت معک یااباعبدالله…ایکاش درکربلابودم ویاریت میکردم ای پسرفاطمه ازقضا شبی درعالم رویاخود رادرصحرای قاذریه یافت هنگامه ی نماز ظهر بود و وظیفه ی وی محافظت ازشخص امام درحین نماز.هنوز چیزی ازتکبیرسیدالشهدانگذشته تیری ازسپاه دشمن به سمت امام روانه شد این عالم ربانی میگوید من از ترس خودم راجابجاکردم تیر آمد ویکراست خورد به قلب امام. وحشت زده ازخواب پریدم وشروع به گریستن کردم اما اینباربحال خویشتن خویش…
    آری.وقتی احوال کسیکه سراسر عمرش کمترلحظه ای ازیادخدا غافل بوده وانقدر نزد اهل بیت آبرومند هست که بدین نحو به وی الهام شود و به باطن امور پی ببرد این چنین باشد دیگر وای بحال من وامثال من.ما که نه تنها ازامام زمانمانمان در برابر آماج تیرهای دشمنان هزاررنگ وهزار فرقه اش محافظت نمیکنیم بلکه هرروز وهرساعت با اعمال وگفتار خود با اهمال وخطایامان تیری زهرآگین به قلب نازنین آن حضرت روانه میکنیم وچقدر مدعی هستیم در عشق و ارادت و ولایت پذیری…
    (فاعتبروا یا اولی الابصار…)

    • ترحّمی اصل ۱۳۹۲٫۰۹٫۰۶ در ۱۳:۲۱ - پاسخ دادن

      سلام و ممنون از دیدگاه جامع تان، قابل استفاده و مکمل بحث حقیر بود…

ثبت ديدگاه