قیمت سیلی!

۱۳۹۴/۱/۳ ۱۳:۲۷:۲۰اسفند ۱۵ام, ۱۳۹۳|دسته موضوعی: حکایت های نیمه طنز داهول!|برچسب ها: , , |بدون ديدگاه

مردی از کوچه ای عبور می کرد که ناگهان جوانی بدون جهت سیلی محکمی به صورت او زد، آن شخص گریبان جوان را گرفت و نزد قاضی برد و قضیه را توضیح داد.

قاضی پس از تحقیق گفت: این جوان باید دو ریال جریمه بدهد و برود.

جوان گفت: آقای قاضی من هیچ پولی همراه ندارم، اجازه بفرمائید تا از منزل بیاورم.

قاضی گفت: برو و زود برگرد.

جوان رفت و شخص سیلی خورده مدتی به انتظار نشست ولی او برنگشت.

شاکی پیش خود گفت: چون قاضی از او ضامنی نگرفت، دیگر نمی آید؛ برخاست و پیش قاضی رفت و سیلی محکمی  زیر گوش قاضی زد.

قاضی عصبانی شد و فریاد کشید: مردک، این چه حرکتی بود که مرتکب شدی؟!

مرد گفت: جناب قاضی، من عجله دارم و باید بروم لطف کنید دو ریال جریمه را در عوض سیلی من از جوان بگیرید!

بازنویسی شده از کتاب بگوئیم و بخندیم اثر حسین نوربخش

داهول: وقتی میزان مجازات از جرم کمتر باشد، ارتکاب جرم مقرون به صرفهمی شود…!

ثبت ديدگاه