باز هم نسیم رحمت رحمان وزیدن گرفت و شکوفه‌های محبت اله به ثمر نشست، تابستانِ لطف باری تعالی در گلستان رمضان عزیز فرا رسید و عطر نسیمِ ماهی پرخیر و برکت که خداوند در آن لطیف‌تر از همیشه به انسان می‌نگرد به استشمام  رسید، فرصتی به طول سی روز که سالانه  فرا می‌رسد و خالق بی همتا مهرورزانه و عاشقانه منتظر طلب آمرزش بندگان خویش می‌نشیند؛ پس خوشا به حال آنانی که خود را در معرض چنین نسیم کیمیاسازی قرار می‌دهند و برای تغییر سبک زندگی‌شان دنبال فرصتی می‌گردند پس خداوند نیز بر اینان منّت می‌نهد و این ماه مبارک را بر ایشان روزی قرار می‌دهد، آنانی که این ماه عزیز را چون تیر و خرداد و مرداد سپری نمی‌کنند و از این اکسیر حیات بخش معنوی برای صعود به قله‌های کمال بهره می‌جویند…!

طبیعتا روی سخنم با سالکان الی اللهِ متخلق به اخلاق الهی نیست، این تزکیه شدگان از رذائل و دوری کنندگان از زشتی‌ها و پلیدی‌ها، بلکه مقصود خودم  و آنانی‌اند که فرصتی به درازی یک عمر را در هوس و طمع سوزانده‌اند و همواره شب را با غفلتِ قدرت و ثروت و شهوت سحر کرده‌اند، غافلانِ خُفته‌ای که سراسر عمر را به بطالت و جهالت سپری نموده‌اند…!

هان ای انسان به یاد آر همه‌ی فرصت‌هایی که از دست داده‌ای، همه‌ی خطاهایی که مرتکب شده‌ای، همه‌ی دروغ‌هایی که گفته‌ای، گوشت برادرهای مسلمانی که به دندان کشیده‌ای، نگاه‌های هوس آلودی که داشته‌ای، قدم‌های بی‌جایی که برداشته‌ای، ناشنیدنی‌هایی که شنیده‌ای، سخنان بیهوده‌ای که گفته‌ای، دل بندگانی که شکسته‌ای و هزاران کرده‌ی بی‌جا و نکرده‌ی قضاء…!

تو اشرف‌ترین مخلوق ذات باری تعالایی، تو بودی که هنگام خلق شدن تحسین خالقت را برانگیختی؛ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ (۱) در ثنای توی انسان گفته شد چرا که برتر و بهتر از تو خلق نگشت، کهکشان‌ها و زمین از برای تو آفریده شد و همه در مقابل ارزشت سر تعظیم فرود آوردند، تو آن بودی که امانت عظیم الهی را در حالی که آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها از پذیرش مسئولیتش سر باز زدنند یک تنه پذیرفتی، چرا  که توان حفظ امانت در خود می‌دیدی و به قابلیت‌های ذاتی‌ات اشراف داشتی، پس چه شد که بعدا ظلم کردی و جاهل شدی…! (۲)

پس چه شد که همۀ هَمّت و نهایت آرزویت خاک شد و از افلاک جا ماندی، آیا می‌پنداری از برای خوردن و خفتن خلق گشته‌ای، آیا طول و عرض عمر را در راه حقیقی علّت خلقتت قدم بر داشته‌ای؟ آیا افعال‌ات آئینه‌ی جمال و کمال خالقی است که از روحش در وجودت دمید (۳) و تو را بسان خود آفریننده نهاد؟ او چنان توانی در تو نهفت که آسمان‌ها و زمین را فتح نموده‌ای، هَسته می‌شکافی و اتم استخراج می‌کنی، به اوج آسمان پر می‌کشی و در عمق زمین نفوذ می‌کنی، هر چه که ارداه کرده‌ای برایت مهیا گشته است و جهان با همه‌ی عظمت وصف ناشدنی‌اش چون مومی کف دستانت می‌چرخد و البته در دوران ظهور ذخیره‌ی خدا نرم‌تر هم خواهد شد…! (۴)

می‌دانی چرا؟ چون ذاتِ پاکِ باری تعالی این گونه اراده کرد و تو را خلیفه و نماینده خویش بر روی زمین قرار داد (۵)، ربّی که این همه تکریمت کرد، خالقی که موجودت کرد و افتخار بودنت داد، نه از وجود بل از عدم، نه از فیضت که از فضلش، خواست و کون فیکونی شد وجودت و اشرف گشتی بر تمام هستیِ عالم…!

و امّا تو چه کرده‌ای و کجا ایستاده‌ای؟ کفر ورزیدی، شرک پیشه کردی، نفاق پسندیدی، بسان عروسکان خیمه‌شب‌بازی آلت دست شیاطین جنّی و انسی گشتی، حیاتت را با ممّات زمینی‌ات عجین دانستی و خود را محدود به خاک کردی، از افلاک جاماندی و چون کودکان، مستانه غرق بازی شدی و غافل؛ غافل که از برای چه آمده بودی و چه می‌توانستی باشی…!

این روزها که نسیم لطف بی‌حد الهی می‌وزد و حصر شیطان رانده شده (۶) فرصتی مغتنم به وجود آورده است، به خود آی و لحظه‌ای درنگ کن و به آن چه در این سال و در همه‌ی سال‌های زندگی‌ات پشت سر گذاشته‌ای بنگر و فکر کن که تَفَکُّر السَّاعَهِ اَفْضَلُ مِنْ عِبَادَهِ سَبْعِین سِنَه (۷)، رمضانِ مبارکِ امسال را با عبادتِ فکر سپری کن، به آنچه بوده‌ای و هستی و خواهی بود، به داشته‌ها و نداشته‌هایت و به آنچه می‌توانی باشی، شدنی که از برایش پا به عرصه‌ی خاکیِ زمین نهاده‌ای…!

به خود آی و تکانی بخور، گرد و غبار غفلت و تن پروری را از خود دور کن و این سی روزِ ماهِ روزه را به قربت الهی بیاندیش که نخوردن و نیاشامیدن کمترین حد روزه‌داری است، فکر کن تا روزنه‌های تحوّل در وجودت شکل بگیرد و سوق به کمالت دهد، فکر کن به ابدیت مطلق، به کمال بی‌نهایت، به انسانیت محض انسان کامل، به اُسوه همیشگی بشریت، به حضور غریبانه‌ی ذخیره‌ی غایبِ حاضر، به ظهورش و به توانائی‌هایت برای زمینه‌سازی و تعجیل ظهورش، به گسترش عدل زیر پرچم یک‌رنگ منجی، به فراگیر شدن توحید در گستره‌ی هستی، به نیستی شیطان و شیطان‌سیرتان، به هستی و قدرت انبیاء و اولیاء و صلحاء در حکومت رجعت، به پرورش و ساختن نسل‌های موحد و بالاخره به تحولی عمیق و شگرف در این سفید کاغذ امتحانی‌ات…!

و سپس داشته‌هایت را مرور کن، پروردگاری که أَقرَبُ الیهِ مِنْ حَبْلِ الوَرید است (۸)، ذات پاکی که هدیه‌ی اوست، کتاب کریمی که برایت نازل گشت، رسول مهربان‌تر از مادری که برایت فرستاده شد، کشتی‌یان هدایت و سفیران نجاتی که خورشید‌وار جهانت را نور بخشیدند و یکی از پس دیگری طلوع نمودند و آخرین‌شان از پس ابر در رعایت حالت کوتاهی نمی‌کند و یادت را از خاطر نبرده است…! (۹)

پس بدان که با چنین سرمایه‌هایی می‌توانی جهانی را فتح نمایی و در راستای گسترش توحید و عدل گام برداری، پس رمضانِ مبارکِ امسال را با تحوّلی شگرف در سبک زندگیت سپری کن، تا ابدیتت را متحول نمایی…! (۱۰)

 

پی نوشت ها:

  1. سوره مبارکۀ مومنون، آیه شریفه ۱۴: آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است
  2. اشاره به سوره مبارکۀ احزاب، ایه شریفه ۷۲ : ” ما امانت (تعهد، تکلیف، مسئولیت و ولایت الهیه) را بر آسمانها و زمین عرضه داشتیم آنها از حمل آن اباء کردند و از آن هراس داشتند امّا انسان آن را بر دوش کشید، او بسیار ظالم و جاهل بود. “
  3. اشاره به سوره مبارکۀ الحجر، بخشی از آیه شریفه ۲۹ : نَفَخْت فِیهِ مِن رُّوحِى: و از روح خود در بشر دمیدم
  4. امام صادق(ع) می فرماید: ” علم ۲۷ حرف است و تمام آنچه پیامبران آورده اند، دو حرف است و مردم تا امروز جز این دو حرف را نمی دانند و زمانی که قائم قیام کند ۲۵ حرف را خارج می کند و بین مردم منتشر می سازد و آن دو حرف را نیز به آنها ضمیمه می کند تا ۲۷ حرف را پخش کند “  (بصائر الدرجات، ص ۱۱۷)
  5. اشاره به سوره مبارکۀ بقره، بخشی از آیه شریفه ۳۰:  “ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَهً “
  6. اشاره به خطبه حضرت رسول اکرم(ص) در فضیلت ماه مبارک رمضان: ” و شیاطین را در این ماه غل و زنجیر کردند، پس بخواهید از خدا که ایشان را بر شما مسلط نگرداند…”      (مفاتیح الجنان، ذیل اعمال ماه مبارک رمضان)
  7. ” تَفَکُّر السَّاعَهِ اَفْضَلُ مِنْ عِبَادَهِ سَبْعِین سِنَه: یک ساعت تفکر از هفتاد سال عبادت بالاتر است.”
  8. سوره مبارکۀ ق، آیه شریفه ۱۶: نَحنُ أَقرَبُ الیهِ مِنْ حَبْلِ الوَرید: ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم
  9. اشاره به حدیث شریف حضرت صاحب الزمان(عج) که فرمودند: “ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم، که اگر جز این بود گرفتاری‌ها به شما روی می‌آورد و دشمنان شما را ریشه کن می‌کردند. پس از خدا بترسید و ما را پشتیبانی کنید.”  (بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۷۵)
  10. از خواننده استدعا دارم، که به حرمت همین ایام مبارک دعا فرمایند تا حقیر نیز در زمره متحولان خداجو در آیم و نفسم از بند هوس‌هایِ عادی شده و وسوسه‌های شیاطین جن و انس رهایی یابد…