گلستان رمضان عزیز فرا رسید…!

۱۳۹۴/۱/۲ ۱۹:۰۱:۱۲تیر ۲۲ام, ۱۳۹۲|دسته موضوعی: مناسبت ها|برچسب ها: , |۱۵ دیدگاه

باز هم نسیم رحمت رحمان وزیدن گرفت و شکوفه های محبت اله به ثمر نشست، تابستانِ لطف باری تعالی در گلستان رمضان عزیز فرا رسید و عطر نسیمِ ماهی پرخیر و برکت که خداوند در آن لطیف تر از همیشه به انسان می نگرد به استشمام  رسید، فرصتی به طول سی روز که سالانه  فرا می رسد و خالق بی همتا مهرورزانه و عاشقانه منتظر طلب آمرزش بندگان خویش می نشیند؛ پس خوشا به حال آنانی که خود را در معرض چنین نسیم کیمیاسازی قرار می دهند و برای تغییر سبک زندگی شان دنبال فرصتی می گردند پس خداوند نیز بر اینان منّت می نهد و این ماه مبارک را بر ایشان روزی قرار می دهد، آنانی که این ماه عزیز را چون تیر و خرداد و مرداد سپری نمی کنند و از این اکسیر حیات بخش معنوی برای صعود به قله های کمال بهره می جویند…!

طبیعتا روی سخنم با سالکان الی اللهِ متخلق به اخلاق الهی نیست، این تزکیه شدگان از رذائل و دوری کنندگان از زشتی ها و پلیدی ها، بلکه مقصود خودم  و آنانی اند که فرصتی به درازی یک عمر را در هوس و طمع سوزانده اند و همواره شب را با غفلتِ قدرت و ثروت و شهوت سحر کرده اند، غافلانِ خُفته ای که سراسر عمر را به بطالت و جهالت سپری نموده اند…!

هان ای انسان به یاد آر همه فرصت هایی که از دست داده ای، همه خطاهایی که مرتکب شده ای، همه دروغ هایی که گفته ای، گوشت برادر های مسلمانی که به دندان کشیده ای، نگاه های هوس آلودی که داشته ای، قدم های بی جایی که برداشته ای، ناشنیدنی هایی که شنیده ای، سخنان بیهوده ای که گفته ای، دل بندگانی که شکسته ای و هزاران کردۀ بی جا و نکرده قضاء…!

تو اشرف ترین مخلوق ذات باری تعالایی، تو بودی که هنگام خلق شدن تحسین خالقت را برانگیختی، فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ (۱) در ثنای توی انسان گفته شد چرا که برتر و بهتر از تو خلق نگشت و نخواهد شد، کهکشانها و زمین از برای تو آفریده شد و همه در مقابل ارزشت سر تعظیم فرود آوردند، تو آن بودی که امانت عظیم الهی را در حالی که آسمانها و زمین و کوه ها از پذیرش مسئولیتش سر باز زدنند یک تنه پذیرفتی، چرا  که توان حفظ امانت در خود می دیدی و به قابلیت های ذاتی ات اشراف داشتی، پس چه شد که بعدا ظلم کردی و جاهل شدی…! (۲)

پس چه شد که همۀ هَمّت و نهایت آرزویت خاک شد و از افلاک جا ماندی، آیا می پنداری از برای خوردن و خفتن خلق گشته ای، آیا طول و عرض عمر را در راه حقیقی علّت خلقتت قدم بر داشته ای، آیا افعال ات آئینۀ جمال و کمال خالقی است که از روحش در وجودت دمید (۳) و تو را بسان خود آفریننده نهاد، او چنان توانی در تو نهفت که آسمان ها و زمین را فتح نموده ای، هَسته می شکافی و اتم استخراج می کنی، به اوج آسمان پر می کشی و در عمق زمین نفوذ می کنی، هر چه که ارداه کرده ای برایت مهیا گشته است و جهان با همه عظمت وصف ناشدنی اش چون مومی کف دستانت می چرخد و البته در دوران ظهور ذخیره خدا نرم تر هم خواهد شد…! (۴)

می دانی چرا؟ چون ذاتِ پاکِ باری تعالی این گونه اراده کرد و تو را خلیفه و نماینده خویش بر روی زمین قرار داد (۵)، ربّی که این همه تکریمت کرد، خالقی که موجودت کرد و افتخار بودنت داد، نه از وجود بل از عدم، نه از فیضت که از فضلش، خواست و کون فیکونی شد وجودت و اشرف گشتی بر تمام هستیِ عالم…!

و امّا تو چه کرده ای و کجا ایستاده ای؟ کفر ورزیدی، شرک پیشه کردی، نفاق پسندیدی، بسان عروسکان خیمه شب بازی آلت دست شیاطین جنّی و انسی گشتی، حیاتت را با ممّات زمینی ات عجین دانستی و خود را محدود به خاک کردی، از افلاک جاماندی و چون کودکان، مستانه غرق بازی شدی و غافل؛ غافل که از برای چه آمده بودی و چه می توانستی باشی…!

این روزها که نسیم لطف بی حصر الهی می وزد و حصر شیطان رانده شده (۶) فرصتی مغتنم به وجود آورده است، به خود آی و لحظه ای درنگ کن و به آن چه در این سال و در همۀ سالهای زندگی ات پشت سر گذاشته ای بنگر و فکر کن که تَفَکُّر السَّاعَهِ اَفْضَلُ مِنْ عِبَادَهِ سَبْعِین سِنَه (۷)، رمضانِ مبارکِ امسال را با عبادتِ فکر سپری کن، به آنچه بوده ای و هستی و خواهی بود، به داشته ها و نداشته هایت و به آنچه می توانی باشی، شدنی که از برایش پا به عرصۀ خاکیِ زمین نهاده ای…!

به خود آی و تکانی بخور، گرد و غبار غفلت و تن پروری را از خود دور کن و این سی روزِ ماهِ روزه را به قربت الهی بیاندیش که نخوردن و نیاشامیدن کمترین حد روزه داری است، فکر کن تا روزنه های تحوّل در وجودت شکل بگیرد و سوق به کمالت دهد، فکر کن به ابدیت مطلق، به کمال بی نهایت، به انسانیت محض انسان کامل، به اُسوه همیشگی بشریت، به حضور غریبانۀ ذخیرۀ غایبِ حاضر، به ظهورش و به توانائی هایت برای زمینه سازی و تعجیل ظهورش، به گسترش عدل زیر پرچم یک رنگ منجی، به فراگیر شدن توحید در گستره هستی، به نیستی شیطان و شیطان سیرتان، به هستی و قدرت انبیاء و اولیاء و صلحاء در حکومت رجعت، به پرورش و ساختن نسل های موحد و بالاخره به تحولی عمیق و شگرف در این سفید کاغذ امتحانی ات…!

و سپس داشته هایت را مرور کن، پروردگاری که أَقرَبُ الیهِ مِنْ حَبْلِ الوَرید است (۸)، ذات پاکی که هدیۀ اوست، کتاب کریمی که برایت نازل گشت، رسول مهربان تر از مادری که برایت فرستاده شد، کشتی یان هدایت و سفیران نجاتی که خورشید وار جهانت را نور بخشیدند و یکی از پس دیگری طلوع نمودند و آخرینشان از پس ابر در رعایت حالت کوتاهی نمی کند و یادت را از خاطر نبرده است…! (۹)

پس بدان که با چنین سرمایه هایی می توانی جهانی را فتح نمایی و در راستای گسترش توحید و عدل گام برداری، پس رمضانِ مبارکِ امسال را با تحوّلی شگرف در سبک زندگیت سپری کن، تا ابدیتت را متحول نمایی…! (۱۰)

 

 لینک باز نشر ” گلستان رمضان عزیز فرا رسید…! ”  در:

  فرهنگ نیوز   بولتن نیوز    عمار نامه

شبکه وبلاگی مجاهدان مجازی

پی نوشت ها:

  1. سوره مبارکۀ مومنون، آیه شریفه ۱۴: آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است
  2. اشاره به سوره مبارکۀ احزاب، ایه شریفه ۷۲ : ” ما امانت (تعهد، تکلیف، مسئولیت و ولایت الهیه) را بر آسمانها و زمین عرضه داشتیم آنها از حمل آن اباء کردند و از آن هراس داشتند امّا انسان آن را بر دوش کشید، او بسیار ظالم و جاهل بود. “
  3. اشاره به سوره مبارکۀ الحجر، بخشی از آیه شریفه ۲۹ : نَفَخْت فِیهِ مِن رُّوحِى: و از روح خود در بشر دمیدم
  4. امام صادق(ع) می فرماید: ” علم ۲۷ حرف است و تمام آنچه پیامبران آورده اند، دو حرف است و مردم تا امروز جز این دو حرف را نمی دانند و زمانی که قائم قیام کند ۲۵ حرف را خارج می کند و بین مردم منتشر می سازد و آن دو حرف را نیز به آنها ضمیمه می کند تا ۲۷ حرف را پخش کند “  (بصائر الدرجات، ص ۱۱۷)
  5. اشاره به سوره مبارکۀ بقره، بخشی از آیه شریفه ۳۰:  “ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَهً “
  6. اشاره به خطبه حضرت رسول اکرم(ص) در فضیلت ماه مبارک رمضان: ” و شیاطین را در این ماه غل و زنجیر کردند، پس بخواهید از خدا که ایشان را بر شما مسلط نگرداند…”      (مفاتیح الجنان، ذیل اعمال ماه مبارک رمضان)
  7. ” تَفَکُّر السَّاعَهِ اَفْضَلُ مِنْ عِبَادَهِ سَبْعِین سِنَه: یک ساعت تفکر از هفتاد سال عبادت بالاتر است.”
  8. سوره مبارکۀ ق، آیه شریفه ۱۶: نَحنُ أَقرَبُ الیهِ مِنْ حَبْلِ الوَرید: ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم
  9. اشاره به حدیث شریف حضرت صاحب الزمان(عج) که فرمودند: “ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم، که اگر جز این بود گرفتاری‌ها به شما روی می‌آورد و دشمنان شما را ریشه کن می‌کردند. پس از خدا بترسید و ما را پشتیبانی کنید.”  (بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۷۵)
  10. از خواننده استدعا دارم، که به حرمت همین ایام مبارک دعا فرمایند تا حقیر نیز در زمره متحولان خدا جو در آیم و نفسم از بند هوس های عادی شده و وسوسه های شیاطین جن و انس رهایی یابد…

۱۵ Comments

  1. […] گزارش وبلاگستان بولتن نیوز، وبلاگ دایره قسمت […]

  2. بهرام هاشمی ۱۳۹۲٫۰۶٫۰۸ در ۱۵:۰۴ - پاسخ دادن

    سلام برادر گرامی
    مطالب بسیار وزین و پر مغز و پر محتوا با منابع موثق دینی بوده و کاملا تحسین برانگیز است.
    اکثر مطالب رو تا تونستم مطالعه کردم ولی از مطلب مختار خیلی خوشم اومد.
    امیدوارم همیشه با این روحیه باقی بمونی
    بدرود
    بهرام

  3. saeed512 ۱۳۹۲٫۰۵٫۰۲ در ۰۹:۴۴ - پاسخ دادن

    امین چرا جان مطلب جدید نمیزاری؟

    از اونجایی که تمام مطالبی که تو سایتم منتشر میکنم تالیفی هستش، و از اونجایی که نوشتن یک مطلب مستند و علمی وقت گیر هست، دیر به دیر به روز میشم،دعا کنید خدا توان بیشتری بده و برکت رو هم شامل نوشته هام بکنه تاشاید زود به زود به روز شم…

  4. الف(نیست بر لوح دلم...) ۱۳۹۲٫۰۵٫۰۱ در ۱۵:۱۸ - پاسخ دادن

    سلام
    خدا قوت.
    خیلی خوب مینویسید و با حساس.استفاده کردم.
    نیشترهای خوبی زدید…”به خودآی و تکانی بخور…”
    ولی اگر کوتاه‌تر بنویسید اثرگذارتر است.(دوره دورهء مینیمال نویسی‌ست)

    امسال نبرده ست مرا روزه، فقط گاه
    بر لب عطشی مرثیه خوان آمده رفته
    .
    .
    .
    عبودیت‌تان مقبول درگاهش،انشاءالله.

    سلام و ممنون از وقتی که گذاشتین، منتظر نقدها و دیدگاهاتون هستم…

  5. امیررضا آل حبیب ۱۳۹۲٫۰۴٫۳۰ در ۱۲:۳۵ - پاسخ دادن

    سلام علیکم
    آقای احمدی‌نژاد را کسانی که در این ۸ سال تخریب کردند تا کاملا دفنش نکرده و خاطره اش را هم از ذهن ها محو نکنند و یا منفور نسازند دست برنمی‌دارند. همین احضار وی به دادگاه یکی از شواهد است. کسانی که ۸ سال به احمدی‌نژاد بدترین توهین‌ها را کردند و امروز در حال چیدن میوه آن هستند به این آسانی وی را رها نمی‌کنند. اینها باید احمدی‌نژاد را در حافظه تاریخی ملت نابود کنند که نشود گفت کسی غیر از ما آمد علی‌رغم داشتن اشتباه خدمت هم کرد.(دکتر مهدی کوچک زاده)
    در مورد لینک هم برادر کمی دقت می کردی …
    التماس دعا

    سلام؛ ممنون از حضورتون…

  6. basnet.ir ۱۳۹۲٫۰۴٫۲۹ در ۱۷:۵۴ - پاسخ دادن

    ورود شما را به شبکه وبلاگی مجاهدان مجازی خوش آمد می گوییم.
    با قرار دادن لوگو شبکه شما هم سهیم باشید!
    با تشکر
    basnet.ir

    ممنون از لطف شما؛ انشاءالله…

  7. هامان ۱۳۹۲٫۰۴٫۲۹ در ۱۴:۱۰ - پاسخ دادن

    سلام عزیز
    نماز روزه ها قبول

    چند نکته در باب رمضان عزیز:

    شما که وقت می ذاری ادبی می نویسی، شاید بهتر باشه از کلیشه ها گذر کنی،شاید تشبیهات نسیم معطر گذرنده از گلستان، برای بوستان و گلستان سعدی تازگی داشته باشه ولی الآن دیگه خیلی تکراری شده به جاش مثلا می تونی بگی:آفتاب رحمت الهی برون آمد دمی ز ابر و بر روحمان انوار زندگی تابید.یا مثلا خوشا که زنده ایم که طلوع خورشید رمضان را باری دیگر نظاره کنیم.
    یا مثلا دوباره چشمه ی فصلی جوشید.دوباره آب حیات به رود باغهایمان سرازیر شد.

    ضافات زیاد گاهی اوقات ملالت آور و در نتیجه باعث نتیجه ی معکوس می شن.به نظرم یک بار که ماه رمضان عزیز رو گفتی اونجا به بعد دیگه فقط لفظ ماه رو بگی.
    نوشته های دکتر شریعتی اگرچه جمله های گاه طولانی داره ولی اولا همه باهاش ارتباط برقرار نمی کنند(و خودشم می گه من کویر رو برای خودم نوشتم) و دیگر این که واقعا در اضافه کردن اون ها بار معنایی رو می بینه من احساس نمی کنم این اضافه هایی که اینجا استفاده شده تونسته باشه مفهوم بیشتری رو برسونه. مثلا نسیم حیات بخش معنوی در صورتی که معنویش هم نبود معلوم بود که معنوی هست.

    کلا در حرکت تاریخ یک حرکت رو به ایجاز هست.مثلا این جمله خیلی معروفه:
    veni vidi vici
    پیام سزار به سنای روم:(آمدم،دیدم،فاتح شدم) به علت کوتاهیش مشهور شد.

    مثلا سالکان الی الله متخلق به اخلاق الهی.می شد خیلی راحت گفت سالکان یا مثلا اهل معرف و پیران طریقت و … .

    یک نکته ی دیگه که عموما راست کار ما ایرانیاس. یه مطلب خوندم می گفت ما ایرانیا خوش استقبال و بد بدرقه ایم!

    انصافا تصور نمی کنم ما عمری را در جهالت و عصیان و … به سر برده باشیم و اگر این جور باشه با این همه رمضانی که آمده و رفته،این رمضان هم خیلی کاری از پیش نخواهد برد.به جای این جملات که معمولا تو کتب اهل تصوف و اینها پیدا می شه و کلا رغبت و شور معنوی آدم رو از بین می بره می تونی بگی باز هم یک بار دیگر توفیق داشتیم تا در ماه رمضان با بدی هایمان جدال کنیم.و مثلا تهشم از اساطیر سهروردی یا یک عکس اساطیری از نبر شر و خیر بگذاری…
    تو چیزایی که ذکر کردی دل بندگانی که شکسته ای خوب احساس مخاطب رو تحریک می کنه.

    اینم خیلی خوبه که بر خلاف نگاه های خیلیا این نکته رو مطرح کردی که انسان اشرف مخلوقات و به جای این که مثل بقیه بی خودی ترس های الکی القا کنی با یادآوری ارزش واقعی انسان و تلنگر زدن دنبال اصلاح هستی.

    به کار بردن کلمات ثقیل هم چندان مطلوب نیست مثلا فضت و ممات و … .متن باید جوری باشه که نهایت بیننده رو به خودش جلب کنه گر چه همین الآن یاد استدلالت افتادم ولی…!;)))

    ای کاش این شعر و هم یه جا به کار می بردی که هم متنت کوتاه تر بشه هم بیشتر ارتباط برقرار کنه:
    ای دل ز غبار جسم اگر پاک شوی/تو روح مجردی بر افلاک شوی..
    نمی دونم چی چی حافظا/تو روح مجردی و شرمت بادا کایی و مقیم خطه ی خاک شوی…

    همین متنت کوتاه ترش می کردی به نظرم عالی بود
    تشکر

    سلام و ممنون از لطفتون و وقتی که گذاشتید، تذکراتتون رو حتما بررسی می کنم…

  8. داوود ص ۱۳۹۲٫۰۴٫۲۹ در ۰۹:۱۴ - پاسخ دادن

    شهررمضان الذی انزل فیه القرآن

  9. امیررضا آل حبیب ۱۳۹۲٫۰۴٫۲۹ در ۰۵:۰۴ - پاسخ دادن

    سلام
    راستش یه کم خط فکریتون برام مبهمه… وقت نکردم همه مطالبو مرور کنم اما کلیت کارتون رو می پسندم.
    در پناه صاحب ماه
    لینک شدین
    التمای دعا

    سلام اخوی؛ در قسمت چرا می نوسیم تقریبا خط فکریم مشخصه شده ها!
    لطف کردین تشریف آوردین، منتظر نقد و نظرتون هستم…
    در مورد لینک هم لطف کردین، ولی من چیزی ندیدم! 🙂

  10. سلطانی ۱۳۹۲٫۰۴٫۲۸ در ۱۹:۴۳ - پاسخ دادن

    با سلام
    ضمن قبولی طاعات و عباداتتان و التماس دعا
    انشاءالله سرفرصت تمامی مطالبتان به امید خدا و بقای عمر مطالعه خواهم کرد.

    سلام، لطف کردید، خوشحال میشم…

  11. saeed512 ۱۳۹۲٫۰۴٫۲۸ در ۱۲:۰۱ - پاسخ دادن

    سلام دوست عزیز موفق باشی
    منتظر نوشته های بعدی هستم
    شما رو هم لینک کردم

    سلام، شرمنده فرمودین، لطفتان مستدام…

  12. مرصاد ۱۳۹۲٫۰۴٫۲۷ در ۱۸:۱۹ - پاسخ دادن

    بسم الله الرحمن الرحیم
    (شهررمضان الذی انزل فیه القرآن…)
    سلام
    بنظرم همانطور که در جای جای نوشته هایتان اشاره کردین دوری از تمام این رذایل و رسیدن به حقیقت انسان کامل تنها در گرو پیروی از کتاب الله واهل الله است و بس.و در این راه هم (ماتوفیقی الابالله)

    سلام و عرض ادب، ممنون از حضورتون،
    انشالله همه توفیق خودسازی و تحول پیدا کنیم…

  13. اباصلت ۱۳۹۲٫۰۴٫۲۷ در ۰۷:۰۰ - پاسخ دادن

    سلام

    اونی که میگن یه نفره اما یه ملته، یکیش هم شما هستین…

    دور از انتظارم بود
    فقط طراحی بالای صفحه بهتر می شد بهتر می شد.
    پیام اول صفحه رو از کجا وارد کنم و ..

    ـ به وبلاگم سر بزنی قول می دم تند تند بیام 🙂

    سلام ممنون از ابراز لطفتان،
    حقیر ربعِ نفر هم نیست تا چه رسد به امتی…
    ای کاش دقیقا می گفتی مشکل کجاست و نظرت رو می نوشتی تا اصلاحش کنم.
    برای صفحه اصلی فعلا امکان درج دیدگاه وجود نداره، انشاءالله در اولین فرصت ایجادش می کنم.
    حتما خدمت می رسم.

  14. سبحان امینی ۱۳۹۲٫۰۴٫۲۳ در ۱۸:۵۸ - پاسخ دادن

    قلمت مستدام برادر …
    این چند خط ارزشمند از مراد دلم، امام روح الله ، تقدیمت می کنم:

    اى برادر، از معاصى احتراز کن، و عزم هجرت به سوى حق تعالى نما، و ظاهر را ظاهر انسان کن، و خود را در سلک ارباب شرایع داخل کن، و از خداوند تبارک و تعالى در خلوات بخواه که تو را در این مقصد همراهى فرماید، و رسول اکرم، صلّى اللّه علیه و آله، و اهل بیت او را شفیع قرار ده که خداوند به تو توفیق عنایت فرماید و از تو دستگیرى نماید در لغزشهایى که در پیش دارى، زیرا که انسان‏ در ایام حیات لغزشگاههاى عمیقى دارد که ممکن است در آن واحد به پرتگاه هلاکت چنان افتد که دیگر نتواند از براى خود چاره بکند، بلکه در صدد چاره جویى هم بر نیاید، بلکه شاید شفاعت شافعین هم شامل حال او نشود. نعوذ باللّه منها.
    چهل حدیث، ص: ۹

    سلام و ممنون از لطفت، استفاده کردم برادر…

  15. رسول محمدی ۱۳۹۲٫۰۴٫۲۲ در ۱۲:۴۶ - پاسخ دادن

    سلام دوست خوبم!
    یه شعر ناب واست گذاشتم بخون و حالشو ببر
    سروده ای زیبا از حاج محمد تقی فصیح الملک مشهور به شوریده شیرازی:

    هرچه کُنی بُکن مَکن ترک من ای نگار من *
    هرچه بَری بِبر مَبر سنگدلی به کار من
    هرچه هِلی بِهل مَهل پرده به روی چون قمر *
    هرچه دَری بِدر مَدر پردۀ اعتبار من
    هرچه¬کِشی بِکش مَکش باده به بزم مدعی *
    هرچه خوری بخور¬مخور¬خون من ای نگار-من
    هرچه دَهی بِده مَده زلف به باد ای صنم *
    هرچه نَهی بِنه مَنه پای به رهگذار من
    هرچه¬کُشی¬بُکش مَکُش¬صید حرم¬که نیست خوش*
    هرچه شَوی بِشو مَشو تشنه بخون زار من
    هر چه بُری بِبر مَبُر رشتۀ الفت مرا *
    هرچه کَنی بِکن مَکن خانۀ اختیار من
    هرچه رَوی بُرو مَرو راه خلاف دوستـی *
    هرچـه زَنی بِزَن مَزَن طعنــه به روزگـار من

ثبت ديدگاه