گاهِ تازگی دمید، تازه شو!

۱۳۹۴/۱/۳ ۱۶:۴۳:۴۲فروردین ۲ام, ۱۳۹۴|دسته موضوعی: مناسبت ها|برچسب ها: , |

آری، گاهِ تحولِ طبیعت فرا رسید و دستان لطیف نوروز پیکر آن را نوازش کرد، پس اکنون بهترین زمان برای غلطیدن دستان پر مهر توبه است بر پیکر آلودۀ روح، توبه سر آغاز تغییر و شروع تحول در حیات آدمی است، توبه نه تنها از عصیان که از غفلت و عادت، دو بلای سعادت سوز هستیِ آدمی...!
توبه از تعلق بیهوده که چون حصاری حُرّییت بی منتهای روح انسان را به اسارت کشید و چون رشته های خود به هم تافتۀ کرم ابریشم نَفَسِ جانش را تنگ کرد، توبه از آرزوهایی دور که غفلت را در نهاد آدمی بهینه کرد و عادت را شیوۀ معمول روزمرگی اش قرار داد!
بیاندیش که وقتی چوب خشکی، زمینِ سرد بی جانی یا پرندۀ تنیده در سوراخی می تواند از چنین فرصتی بهره برد چرا تو این چنین نباشی که در الست احسنت خالقت را...

حسین زمانه!

۱۳۹۴/۱/۲ ۱۸:۱۷:۲۲آبان ۲۲ام, ۱۳۹۲|دسته موضوعی: مناسبت ها|برچسب ها: , |

به ناگاه صحنه عاشورایی را دیدم که مولای آن نیز در غربت و مظلومیت بود، مولایی که جیره خورانش زمین و آسمان را پر کرده اند ولی هواداران حقیقیی اش به عدد انگشتان دست هم نمی رسند، مولایی که او نیز مثل امام کربلا ندای "هل من ناصر ینصرنی" سر می‌دهد ولی مثل همان امام به جز اندکی به درخواست او لبیک نمی گویند، مولایی که چه بسا مظلومیتش از مظلومیت حسین (ع) هم بیشتر است یا حداقل طولانی تر، زمین کربلایی را دیدم که صاحب آن نیز تنها بود و آن زمان بود که قطعه معروف "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" ذهنم را به خود معطوف کرد گویی این قطعه بیانگر همان صحنه بود ولی با تفاوتی اندک، چرا که گلوی مبارک حسین(ع) را شمشیر رنج داد و قلب نازنین مولای عصر را غفلت شیعه؛ به پیکر مطهر آن امام اسب ‌دواندند و پیکر مطهر ایشان را با بی اعتنائی به گلوله بستند.

همگام با مظلومیت علی در نهج البلاغه

۱۳۹۴/۱/۲ ۱۸:۵۷:۳۰مرداد ۷ام, ۱۳۹۲|دسته موضوعی: مناسبت ها|برچسب ها: , |

کاسه های غم و اندوه را جرعه حرعه به من نوشاندید و با نافرمانی و ذلت پذیری رای و تدبیر مرا تباه کردید، من دیگر هیچ گاه به شما اطمینان ندارم و شما را پشتوانه خود نمی پندارم، شما یاران شرافتمندی نیستید که کسی به سوی شما دست دراز کند، به شتران بی ساربان می مانید که هرگاه از یک طرف جمع آوری گردید، از سوی دیگر پراکنده می شوید؛ سرزمین شما را پیاپی می گیرند و شما پروا ندارید، چشم دشمن برای حمله شما خواب ندارد ولی شما در غفلت به سر می برید...!
شگفتا می خواهم به وسیله شما بیماری ها را درمان کنم ولی شما درد بی درمان من شده اید، کسی را می مانم که خار در پایش رفته و با خار دیگری می خواهد آن را بیرون کشد!
خدایا من این مردم را با پند و تذکرهای مداوم خسته کردم و آنها نیز مرا خسته نمودند، آنها از من به ستوه آمده و من از آنان...

گلستان رمضان عزیز فرا رسید…!

۱۳۹۴/۱/۲ ۱۹:۰۱:۱۲تیر ۲۲ام, ۱۳۹۲|دسته موضوعی: مناسبت ها|برچسب ها: , |

هان ای انسان به یاد آر همه فرصت هایی که از دست داده ای، همه خطاهایی که مرتکب شده ای، همه دروغ هایی که گفته ای، گوشت برادر های مسلمانی که به دندان کشیده ای، نگاه های هوس آلودی که داشته ای، قدم های بی جایی که برداشته ای، ناشنیدنی هایی که شنیده ای، سخنان بیهوده ای که گفته ای، دل بندگانی که شکسته ای و هزاران کردۀ بی جا و نکرده قضاء...!
تو اشرف ترین مخلوق ذات باری تعالایی، تو بودی که هنگام خلق شدن تحسین خالقت را برانگیختی، فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ در ثنای توی انسان گفته شد چرا که برتر و بهتر از تو خلق نگشت و نخواهد شد، کهکشانها و زمین از برای تو آفریده شد و همه در مقابل ارزشت سر تعظیم فرود آوردند، تو آن بودی که امانت عظیم الهی را در حالی که آسمانها و زمین و کوه ها از پذیرش مسئولیتش سر باز زدنند یک تنه پذیرفتی، چرا که توان حفظ امانت در خود...