همگام با مظلومیت علی در نهج البلاغه

۱۳۹۴/۱/۲ ۱۸:۵۷:۳۰مرداد ۷ام, ۱۳۹۲|دسته موضوعی: مناسبت ها|برچسب ها: , |

کاسه های غم و اندوه را جرعه حرعه به من نوشاندید و با نافرمانی و ذلت پذیری رای و تدبیر مرا تباه کردید، من دیگر هیچ گاه به شما اطمینان ندارم و شما را پشتوانه خود نمی پندارم، شما یاران شرافتمندی نیستید که کسی به سوی شما دست دراز کند، به شتران بی ساربان می مانید که هرگاه از یک طرف جمع آوری گردید، از سوی دیگر پراکنده می شوید؛ سرزمین شما را پیاپی می گیرند و شما پروا ندارید، چشم دشمن برای حمله شما خواب ندارد ولی شما در غفلت به سر می برید...!
شگفتا می خواهم به وسیله شما بیماری ها را درمان کنم ولی شما درد بی درمان من شده اید، کسی را می مانم که خار در پایش رفته و با خار دیگری می خواهد آن را بیرون کشد!
خدایا من این مردم را با پند و تذکرهای مداوم خسته کردم و آنها نیز مرا خسته نمودند، آنها از من به ستوه آمده و من از آنان...