قیمت سیلی!

۱۳۹۴/۱/۳ ۱۳:۲۷:۲۰اسفند ۱۵ام, ۱۳۹۳|دسته موضوعی: حکایت های نیمه طنز داهول!|برچسب ها: , , |

مردی از کوچه ای عبور می کرد که ناگهان جوانی بدون جهت سیلی محکمی به صورت او زد، آن شخص گریبان جوان را گرفت و نزد قاضی برد و قضیه را توضیح داد.
قاضی پس از تحقیق گفت: این جوان باید دو ریال جریمه بدهد و برود.
جوان گفت: آقای قاضی من هیچ پولی همراه ندارم، اجازه بفرمائید تا از منزل بیاورم. قاضی گفت: برو و زود برگرد.
جوان رفت و شخص سیلی خورده مدتی به انتظار نشست ولی او برنگشت.
شاکی پیش خود گفت: چون قاضی از او ضامنی نگرفت، دیگر نمی آید؛ برخاست و پیش قاضی رفت و سیلی محکمی زیر گوش قاضی زد...