خیلی هم مثبت فکر نکنید | فانتزی‌های مثبت ذهن ما را فریب می‌دهند، بدین‌صورت که فکر می‌کنیم به هدف‌هایمان رسیده‌ایم، اتفاقی که «دستیابی ذهنی» نامیده می‌شود. ما به ‌طور مجازی به اهدافمان می‌رسیم و در نتیجه کمتر احساس نیاز می‌کنیم که در زندگیِ واقعی کاری انجام دهیم، بنابراین کارهای لازم برای موفقیتِ واقعی و رسیدن به اهدافمان را انجام نمی‌دهیم…

خیلی هم مثبت فکر نکنید

فانتزی ‌ساختن درباره‌ی آینده می‌تواند تأثیر مهلکی در رسیدن به هدف‌های واقعی داشته باشد.

خیلی هم مثبت فکر نکنید

مثبت اندیشی مفرط

تجارت روان‌شناسیِ عامه‌پسند از این باورِ رایج پشتیبانی می‌کند که «تفکر مثبت می‌تواند روحیه‌ی ما را بهبود بخشد و منجر به تغییرات اساسی در زندگی‌مان شود»، اما تحقیقات نشان می‌دهند افراط در پروازهای مثبت و غیرمستقیمِ خیال همیشه به‌نفع ما نیست. خیلی هم مثبت فکر نکنید

ممکن است تفکر مثبت در کوتاه‌مدت باعت ایجاد احساس بهتری شود؛ اما در دراز مدت، ریشه‌ی انگیزه‌ی ما را می‌خشکاند، ما را از رسیدن به اهداف و آرزوهایمان باز می‌دارد و با احساس ناامیدی، شکست و جاماندگی رهایمان می‌کند. خیلی هم مثبت فکر نکنید

تحقیقاتی که طی دو دهه انجام شده است ارتباط قوی بین «تفکر مثبت» و «عملکرد ضعیف» را روشن ساخته است. یعنی هرچقدر افراد مثبت‌تر فکر می‌کنند و خودشان را در حال دستیابی به اهدافشان تصور می‌کنند، در واقعیت کمتر به آن اهداف دست پیدا می‌کنند! خیلی هم مثبت فکر نکنید

دستیابی ذهنی
فانتزی‌های مثبت ذهن ما را فریب می‌دهند، بدین‌صورت که فکر می‌کنیم به هدف‌هایمان رسیده‌ایم، اتفاقی که «دستیابی ذهنی» نامیده می‌شود. ما به ‌طور مجازی به اهدافمان می‌رسیم و در نتیجه کمتر احساس نیاز می‌کنیم که در زندگیِ واقعی کاری انجام دهیم، بنابراین کارهای لازم برای موفقیتِ واقعی و رسیدن به اهدافمان را انجام نمی‌دهیم. خیلی هم مثبت فکر نکنید

آزمایش‌های متعدد روشن کرده‌اند کسانی که درباره‌ی آینده فانتزی‌های مثبت می‌سازند، به ‌اندازه‌ی افرادی با تفکراتِ منفی، واقعی و تردیدآمیز، به ‌سختی کار نمی‌کنند و این باعث می‌شود با مشکلات مبارزه‌ی ضعیف‌تری داشته باشند. خیلی هم مثبت فکر نکنید

روحیه‌ی افسرده‌تر خیلی هم مثبت فکر نکنید

حتی تحقیقات نوعی همبستگی بین «رؤیاپردازی درباره‌ی آینده» و «روحیه‌ی افسرده‌تر» را نشان می‌دهند. خیلی هم مثبت فکر نکنید

به این دلیل که در ابتدا فانتزی‌های مثبت را به ‌صورت کاملاً لذت‌بخش تجربه می‌کنیم و در ذهنمان به هدف‌هایمان دست پیدا می‌کنیم و به همین دلیل، در لحظه، احساس خوبی داریم و شادتر و خوش‌بین‌تر هستیم. در مقابل، در طول زمان کمتر تلاش می‌کنیم و خروجی‌های ناامید ‌کننده می‌بینیم. درنتیجه نوع نگاهمان تغییر می‌کند و افسرده‌تر می‌شویم. خیلی هم مثبت فکر نکنید

تضاد ذهنی خیلی هم مثبت فکر نکنید

خب اگر تفکر مثبت بهترین راه‌حل نیست، پس چاره چیست؟ پاسخ تلفیق رؤیاها و واقعیت است، یعنی قراردادن تفکر مثبت در کنار تجسم چالش‌هایی که در مسیر ما قرار می‌گیرد. اگر بتوانیم فانتزی‌های مثبت را با واقعیت ادغام کنیم، شاید بتوانیم کیفیت تسکین‌دهنده‌ی این رؤیاها را خنثی کنیم و افراد را به حرکت واداریم. تعدادی از مطالعات نشان می‌دهند «تضاد ذهنی» به ایجاد انگیزه در افراد و افزایش کارایی آن‌ها کمک می‌کند. خیلی هم مثبت فکر نکنید

تضاد ذهنی به‌صورت ناخوداگاه در ذهنمان کار می‌کند و ما را به ‌سمت اهداف امکان‌پذیر سوق دهد و از آرزوهای ناممکن دور نگه دارد. در واقع کمک می‌کند اگر اهداف‌مان واقع‌بینانه نباشند از آن‌ها دست بکشیم و انرژی‌مان را به ‌سمت اهداف واقع‌بینانه‌تر هدایت کنیم. خیلی هم مثبت فکر نکنید

تضاد ذهنی آگاهی ما به موانعِ راهمان را افزایش می‌دهد. ارتباطِ شناختی بین آینده و موانع و همچنین بین موانع و کارهای لازم برای غلبه بر آن‌ها را تقویت می‌کند. خیلی هم مثبت فکر نکنید

پی‌نوشت

این مطلب چکیده‌ای است از مقاله‌ی گابریله اوتینگن (استاد روان‌شناسی در دانشگاه نیویورک و دانشگاه هامبورگ) که در تاریخ ۲۵ جولای ۲۰۱۶ با عنوان «Don’t think too positive» در وب‌سایت ایان منتشر شده است. وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۶ آذر ۱۳۹۵ این مطلب را با عنوان «خیلی هم مثبت فکر نکنید» و با ترجمۀ افشین پهلوان منتشر کرده است.

89 / 100