داروی امام کاظم و ویروس کرونا | ناگهان یاد داروی امام کاظم (ع) افتادم، دارو را طلب کردم و همچون شخصی که از شدتِ دردِ دندان مشت بر صورتش می‌کوبد، با ناامیدی کمی از آن را در گلوی خود ریختم! بی‌هیچ اعتقادی! بی‌هیچ باوری! فقط همچون غریقی که در موج‌های طوفانی به کف روی آب چنگ می‌زند تا شاید نجات یابد به این دارو آویختم!

داروی امام کاظم و ویروس کرونا

شرحی از یک تجربه شخصی در مواجهه با ویروس کرونا و تاثیر داروی امام کاظم (ع)

داروی امام کاظم و ویروس کرونا 

وقتی اسفند 98 کرونا غافلگیرمان کرد و همه‌ی زندگی‌مان را به هم زد، من هم مثل بیشتر مردم او را بیش از آنچه که در واقعیت وجود دارد جدی گرفتم، ماه‌های ابتدایی همینطور که نشسته بودم احساس می‌کردم تنفسم میزان نیست، آب دهانم را مدام قورت می‌دادم تا مطمئن شوم نشانه‌ای از گلو درد ندارم، اگر سرفه‌ای می‌آمد یا کمی دمای بدنم بالا می‌رفت اضطرابِ ابتلاء همه‌ی وجودم را فرا می‌گرفت، فرزندانم را قرنطینه کردم، اجازه بیرون رفتن به خانواده ندادم و هر چقدر که توانستم در ضدعفونی و رعایت پروتکل‌های بهداشتی کوشیدم. ماه‌ها به همین سیاق گذشت و حتی یکبار به اصل وجود کرونا، همگیری‌اش، میزان کشندگی‌اش، به هیچ چیز شک نکردم و با اعتقاد و اعتماد به اخبار رسانه‌ها و ادعاهای سازمان‌های بهداشتی داخلی و خارجی محدودیت‌های اعمال شده را پذیرفتم.

این رویه ماه‌ها به طول انجامید، تا اینکه در مرکز توانبخشی بیماران روانی که مدیریتش را به عهده دارم، در برخی از توانخواهان‌ نشانه‌های کرونا ظاهر شد، من هم که تمام قد در اختیار سیستم و پروتکل‌ها و آئین‌نامه‌ها بودم بلافاصله مرکز بهداشت را در جریان قرار دادم و دوستان عزیز بهداشتی لطف کردند و از همه‌ی توانخواهان و پرسنل (حدوداً60 توانخواه و 15 پرسنل) تست گرفتند، نتیجه حیرت‌آور بود، آزمایش پی‌سی‌آر تقریباً 50 نفر مثبت بود، در حالی که به جز چهار نفر که کمی احوالشان نامساعد به نظر می‌رسید بقیه احوال خوبی داشتند، این 4 نفر طبق پروتکل به علت سچوریشن90، دارا بودن بیماری‌های زمینه‌ای و کهولت سن به بیمارستان منتقل شدند و البته این در حالی بود که اوضاع ظاهری‌شان زیاد وخیم نبود، اما چون آئین‌نامه تأکید داشت سچوریشن زیر90 اعزام شود، اعزام شدند.

داروی امام کاظم و ویروس کرونا 

بعد از نتیجه‌ی تست اوضاع ما قمر در عقرب شد، هرکس که پستی داشت و البته دستش می‌رسید ما را نواخت، مرکز را به طور کامل قرنطینه و پرسنل اداری را ترخیص کردم، توانخواهانی که مبتلا شده بودند را از بقیه تفکیک کردم، شیوه‌ی جای‌گذاری تخت ها را تغییر دادم، از پرسنل خواستم روزانه چندین بار محیط و سطوح را ضدعفونی نمایند، در یک کلام در راستای قرنطینه ساختار مرکز به صورت کامل به هم ریخت، اضطراب همه‌ی ما را فرا گرفته بود، من شخصا به خاطر فضای رسانه‌ای که در ماه‌های گذشته در آن قرار داشتم هر لحظه منتظر خبر فوت یکی از عزیزان بودم.

این در حالی بود که توانخواهان با نشانه‌های خیلی خفیف خستگی، گلودرد و سرفه اما با ظاهری عادی زندگی می‌کردند، قرنطینه دو هفته به طول انجامید و نشانه‌ها کم‌کم از عزیزان‌مان رخت بربست و حتی همان 4 تن هم بعد از چند روز با بهبودی کامل بازگشتند. قرنطینه تمام شد و هیچ کس دچار مشکل جدی نشد!

⁉️ اینجا بود که این دو سوال در ذهنم نقش بست:
▪️ آیا کرونا واقعا در همان حدی که ادعا می‌شود خطرناک است؟
▪️ آیا تست PCR واقعا کرونا را شناسایی می‌کند؟

1) در ابتدای این دو هفته‌یِ پراسترس تست من منفی شده بود (ولی دوستان بهداشت تأکید داشتند که چون در همجواری مبتلایان هستم احتمالاً مبتلا شده‌ام)، چند روز که گذشت، خستگی کار و اضطرابِ وضعیتِ دوستانم توانم را تقلیل داد و کم‌کم احساس ضعف سراغم آمد، گلو و گوشم به شدت درد گرفت و پیشی گرفتن بیماری بر سیستم دفاعی بدنم را احساس کردم علاوه بر علائم فوق، خارشِ عجیبی بر گلویم افتاد در حدی که حتی نمی‌توانستم نفس بکشم، با هر دَم یا بازدَمی احساس می‌کردم توپی از سیمِ‌ظرف‌شویی آتش گرفته در گلویم می‌چرخد، نَفسم بند می‌آمد، با دستانم گلویم را می‌فشردم و آرزو می‌کردم کاش می‌توانستم با انگشتانم گلویم را از جای کنده و به دور افکنم، استیصال تمام وجودم را فرا گرفته بود، نمی‌دانستم چه کنم.

▪️ وقتی ظهر از سر کار به خانه رسیدم (پنج‌شنبه) دیگر توانی برایم باقی نمانده بود. پاهایم راه نمی‌رفتند، مثل کسی که دچار ام‌اس شده باشد به سختی بدنم را حمل می‌کردم، در لبه‌ی تخت نشستم و با خود اندیشیدم چه کنم؟!

▪️ ناگهان یاد داروی امام کاظم (ع) افتادم (همسرم قبلا تهیه کرده بود و گاهی مصرف می‌کرد)، دارو را طلب کردم و همچون شخصی که از شدتِ دردِ دندان مشت بر صورتش می‌کوبد، با ناامیدی کمی از آن را در گلوی خود ریختم! بی‌هیچ اعتقادی! بی‌هیچ باوری! فقط همچون غریقی که در موج‌های طوفانی به کف روی آب چنگ می‌زند تا شاید نجات یابد به این دارو آویختم! سپس از شدت ضعف روی تخت رها شدم، فاصله ریختن دارو و رها شدنم در بستر بیش از سی ثانیه به طول نیانجامید اما تا خود را یافتم دریافتم خارشی باقی نمانده است!

آب دهانم را قورت دادم، دردِ گلویم آزرده‌ام کرد اما خبری از خارش نبود! جستی خوردم و نشستم، با دستانم گلویم را فشردم، تندتند نفس کشیدم، آب دهانم را پشت سرهم قورت دادم اما خارشی احساس نکردم، در عین حال گلو درد، گوش درد، ضعف و خستگی هنوز وجود داشت.

▪️ بی‌هیچ اندیشه‌ای مثل کسی که از گردبادی رها شده باشد آرام خوابیدم، وقتی چند ساعت بعد بیدار شدم درد گلویم کمی تسکین یافته بود، پنج‌شنبه و جمعه را با حیرت سپری کردم و هر 8 ساعت یکبار از دارو مصرف کردم، چند ساعت بعد از هر مصرف، تاثیر شگرف آن را با تمام وجودم احساس می‌کردم.

▪️ شنبه صبح که از خواب بیدار شدم اثری از گلودرد و گوش‌درد باقی نمانده بود، فقط کمی احساس ضعف داشتم، دو روز دیگر به همین شیوه ادامه دادم و دوشنبه هیچ اثری از بیماری در من نمانده بود!

داروی امام کاظم و ویروس کرونا 

2) اما دوشنبه ظهر وقتی از مرکز به خانه آمدم با حالِ پریشانِ پسرم مواجه شدم، چشمانش سرخ شده بود، زیر چشمانش کبود بود، تب و سرفه داشت و احساس کوفتگی می‌کرد، راستش را بخواهید لحظه‌ای خودم را باختم و از عمیق‌ترین لایه‌های وجودم دوباره ترسیدم! با تردید از داروی امام کاظم برایش تجویز کردم، دارو را ریخت و استراحت کرد و دو روز تمام به این شیوه ادامه داد (البته روزانه کمی عسل و سیاه‌دانه هم خورد)، چهارشنبه هیچ اثری از بیماری در او نبود، گویی اصلاً بیمار نبود.

3) چند روز بعد همسرم هم نشانه‌های خفیفی بروز داد و ایشان هم با مصرف همین دارو خیلی سریع‌تر بهبود یافت.

داروی امام کاظم و ویروس کرونا 

4) من دیگر به تاثیر این دارو ایمان آورده بودم، اما راستش را بخواهید نمی‌توانستم بپذیرم که علم، آزمایشگاه و ساختار پرطمطراق پزشکی نوین عاجز باشد و داروی سربرآورده از اعماق قرون گذشته توان درمان بیماری معاصری را که جهان را فلج کرده است داشته باشد، راستش را بخواهید هنوز نمی‌توانستم کسی را به مصرف این دارو تشویق کنم.

داروی امام کاظم و ویروس کرونا 

مدتی گذشت و یک روز صبح که گوشی‌ام را چک کردم دیدم یکی از دوستان قدیمی‌ام که سال‌هاست از او بی‌خبرم و در شهر دیگری زندگی می‌کند، برایم پیام فرستاده:

سلام بزرگوار، با عرض شرمندگی. به حرمت این شب‌های عزیز در صورت امکان برای حقیر دعا فرمایید، متاسفانه بنده هم گرفتار این بیماری منحوس شدم. یا علی.

▪️ کمی تعلل کردم، بنویسم؟ بگویم؟ نگرانش شده بودم اما جرات تجویز هم نداشتم، اما برایش اینطور نوشتم:

سلام، چشم، اما چند توصیه:

▫️ اولاً، این بیماری رو خیلی بیشتر از اون چیزی که هست جلوه دادن، خودت رو نباز و روحیه‌ات رو حفظ کن، الان بهترین دارو روحیه است برات.

▫️ دوماً، بیمارستان نرو، مواد ضدعفونی کننده هم زیاد استفاده نکن.

▫️ سوماً، داروی امام کاظم رو روزی سه وعده بخور، سه وعده هم عسل و سیاه دانه بخور، بهت قول میدم کمتر از چهار روز خوب میشی…

▪️ این قصه ماند و من مشغول گرفتاری‌های روزمره شدم، هفته بعد یادش افتادم، زنگش زدم، با انرژی بالایی جواب داد، وقتی جویای احوالش شدم، گفت: داروی امام کاظم معجزه کرد…

داروی امام کاظم و ویروس کرونا 

5) چند روز بعدتر یکی از همکارانم که پرستار کارکشته‌ای است کمی نشانه داشت، به او ماجرا را شرح دادم و تشویقش کردم تا از این دارو مصرف کند، البته گویا ایشان در انتهای دوران نقاهت بود، دارو را مصرف کرد و موثر افتاد، اما می‌گفت نمی‌دانم این بهبودی تاثیر داروست یا روزهای آخر نقاهت. چند روز بعد گویا در دخترشان نشانه‌های خفیفی بروز پیدا می‌کند، شب از این دارو مصرف می‌کند و صبح نشانه‌ای باقی نبوده است! او که پرستار حاذق و کارکشته‌ای است نه تنها تاثیرش را پذیرفت بلکه تشویقم کرد که به همه‌ی اطرافیانی که مبتلا می‌شوند توصیه کنم.

داروی امام کاظم و ویروس کرونا 

6) چند روز بعدتر دو تن از دوستانم که باهم همکار هم هستند در یک روز علائم داشتند، آبریزش چشم، خستگی، بدن درد، گلو درد و…، دارو را به آنها دادم و سه ساعت بعد از مصرف نشانه‌های بهبودی را گزارش کردند.

7) همین روز یکی از همکارانم با ناراحتی سراغم آمد و از من طلب مرخصی کرد تا همسرش را که گویا دیشب نشانه‌ی ضعف و خستگی داشته و اکنون حالش بدتر شده است به بیمارستان ببرد. او را به آرامش دعوت کردم و گفتم: قبل از اینکه بیمارستان را امتحان کنی این دارو را امتحان کن، بسته‌ی داروی امام کاظم را به او دادم و گفتم با پیک برای همسرت بفرست. دو ساعت بعد با حیرت و خندان وارد اتاقم شد و گفت آقای ترحمی جواب داد! حال همسرم خوب شد!!!

من دقیقاً نمی‌دانم آنچه که تواتخواهان مرکزم مبتلا شده بودند، خودم گرفته بودم، پسرم گرفت، همسرم گرفت، دوستانم گرفتند واقعاً کووید19 بود یا سرماخوردگی یا آنفولانزا یا هر چیز دیگری با هر اسم دیگری، اما می‌دانم همه‌ی ما در آمار مبتلایان کرونا بودیم یا می‌توانستیم باشیم! آماری که هر روز با نمونه‌گیری‌های فراوان به خورد جامعه داده می‌شود و وحشت فزاینده می‌آفریند!

پس از این 7 تجربه‌ای که برایتان نوشتم به خود گفتم: مگر علم چیست؟ آیا علم جز آزمایشِ تجربیِ قابلِ تکرار با فرآیندی روشن است که البته به نتیجه‌ای یکسان برسد؟ اگر علم این است که هست، داروی امام کاظم دارویی کاملا علمی است، چرا که تمامی این مراحل را داراست.

⁉️ حال سوال جدی این است:
چرا دولت، وزارت بهداشت یا مسئولین مربوط در این خصوص اقدام و برخوردی عالمانه نمی‌کنند؟

من به برکت داروی امام کاظم از وحشت القاء شده رها شدم و تاثیر معجزه‌آسای آن را دریافته‌ام، حتی اکنون که مشغول نوشتن این متن هستم باورم به وجود کرونا، میزان خطرش و همه‌گیری‌اش کاملاً فروپاشیده است. وقتی همه‌ی آنچه را که در یکسال گذشته در عرصه‌ی خارجی و داخلی رخ داده است کنار هم می‌گذارم، میزان انتفاع تجارتِ سلامت را از این هراس می‌بینم، انتفاع سیاسی و اقتصادی دولت‌ها را می‌بینم، در سود حاصل از تجارتِ واکسن‌های نامعلوم که قرار است انسان را برای مدت‌های زیادی وابسته کند دقت می‌کنم، سخنرانی بیل گیتس را که در آن ادعا می‌شود باید جمعیت را با واکسن‌ها کنترل کرد گوش می‌دهم، بحث‌هایی که بر سر نانوچیپ‌ها و اینترنتِ 5G طرح شده است را می‌خوانم، اساسا در خصوص کرونا و حاشیه‌های آن دچار بدبینی و تردید می‌گردم.

حقیقتش را بخواهید من فعلاً از کرونا نمی‌ترسم و فکر می‌کنم به یک بازی از پیش طراحی شده‌ (احتمالا توسط گلوبالیست‌ها) پرتاب شده‌ایم، طرحی که همه‌ی شئون انسان و جهان را متاثر کرد، دین! اقتصاد! سیاست! توسعه! آزادی! اختیار و …

حقیقتش را بخواهید حس می‌کنم آنچه که امروز گلوی‌مان را می‌فشارد و نفس‌مان را ضیق کرده است، کرونا نیست! بلکه نظم نوین جهانی است، نظمی که از دل این هراس متولد خواهد شد و آینده‌ی جهان را شکل خواهد داد!

آری شعبده‌باز با دستی که تکانش می‌دهد شعبده نمی‌آفریند، بازی، با دستی پیش می‌رود که دیده نمی‌شود‌!

84 / 100