من خودم را دوست دارم-تلافی | چون من خودم را خیلی دوست دارم به همین خاطر همواره در برابر بی‌مهری‌ها تا آنجا که می‌توانم تاب می‌آورم و با نیکی پاسخ می‌دهم، معتقدم وقتی بی‌مهری را با مهر پاسخ می‌دهم به خود لطف کرده‌ام. من سعی می‌کنم، گاهی موفق می‌شوم و البته گاهی هم نه! گاهی در این کُشتیِ تن‌به‌تنِ تاریکی با روشنایی، تاریکی غلبه می‌کند، اما من مدام مشق می‌کنم که در این نبرد با بی‌اعتنایی به هیاهوی تاریکی‌هایم، با گرسنگی دادن به او، او را از پای درآورم…

من خودم را دوست دارم-تلافی

من خودم را دوست دارم-تلافی

من خودم را دوست دارم-تلافی | مدت‌ها قبل به عنوان مدیر مجموعه‌ای که از سال‌ها آشفتگی در سطوح اداری و تخصصی رنج می‌برد مشغول شدم. صادقانه و با حداکثر توان در رشد و اعتلای آنجا کوشیدم، تقریبا شب و روزم ادغام شده بود و مرزی بین کار و استراحت برای‌م باقی نمانده بود در حدی که تمام ذهن و زمانم تسخیر شده بود، نتیجه‌ی تلاش‌هایم ایجاد تحولات عمیقی بود که دوست و دشمن همگی معترف بودند، اما بعد از ماه‌ها تلاشِ طاقت‌فرسا با ناسپاسی‌هایی مواجه شدم که در نهایت تصمیم به استعفا گرفتم. متاسفانه عکس‌العمل کارفرما و رفتارهای بعدی او ناسپاسی فزون‌تری را به نمایش گذاشت!

من خودم را دوست دارم-تلافی

شاهدین وقایع، بسیار ناراحت شدند و انتظار برخورد تلافی‌جویانه‌ای را از من داشتند، آن‌ها معتقد بودند باید جواب این سطح از بی‌معرفتی را با رفتاری هم‌جنس داد.

اما من یک هفته پس از استعفا در محل کارم حاضر شدم، پرسنلِ ناراحت و دل‌بریده را به پای‌بندی و انجام کار بی‌عیب و نقص تشویق کرده و با تکمیل کارهای نیمه تمام، امور را به نحو احسنت تحویل دادم، حتی روز ‌آخر کارهای خلاقانه‌ای که قبلا اندیشیده بودم و فرصت نشده بود را اجرا نمودم.

دوستانم با حیرت تمام تماشایم می‌کردند و می‌گفتند: چه می‌کنی؟ تو باید انتقام بگیری و تمام آنچه را که ساخته‌ای نابود کنی، نه اینکه در شُرف رفتن بسازی و آباد کنی!

من خودم را دوست دارم-تلافی

شاید با خواندن این‌ سطور فکر کنید قصد ارائه‌ی تصویری پیامبرگون از خود دارم، پس برای رفع همین سوءتفاهم کمی هم خودافشایی می‌کنم.

حقیقتا وقتی با ناسپاسی مواجه شدم، بخشِ تاریکی از اعماقِ وجودم می‌خروشید و مدام سر به در و دیوار ذهنِ و روان‌م می‌زد و نعره می‌کشید که «تلافی کن»! من هم یک انسان معمولی‌ام با همه‌ی گرایشات نفسانی، پس طبعا آنجا و در آن زمان پر از خشم، انتقام، اندوه و تشویش بودم.

اما قاعده‌ای را خوب آموخته‌ام. آموخته‌ام در وجود ما انسان‌ها بخش‌هایی تاریک و روشن نهفته است و هر بخش از رفتارهای هم‌جنس خود تغذیه و رشد می‌کند! رفتارهای غیراخلاقی، بخش تاریک وجودمان را سیر می‌کند و رفتارهای اخلاقی بخش روشن وجودمان را رشد می‌دهد.

آموخته‌ام اگر بدی کنم تاریکی را در وجودم تقویت کرده‌ام و اگر نیکی کنم روشنایی را توسعه داده‌ام.

من خودم را دوست دارم-تلافی

به همین خاطر چون من خودم را خیلی دوست دارم همواره در برابر بی‌مهری‌ها تا آنجا که می‌توانم تاب می‌آورم و با نیکی پاسخ می‌دهم، معتقدم وقتی بی‌مهری را با مهر پاسخ می‌دهم به خود لطف کرده‌ام. من سعی می‌کنم، گاهی موفق می‌شوم و البته گاهی هم نه! گاهی در این کُشتیِ تن‌به‌تنِ تاریکی با روشنایی، تاریکی غلبه می‌کند، اما من مدام مشق می‌کنم که در این نبرد با بی‌اعتنایی به هیاهوی تاریکی‌هایم، با گرسنگی دادن به او، او را از پای درآورم…

دوست دارم بدانم شما در چنین موقعیت‌هایی چه می‌کنید؟ دوست دارم تجربه‌های‌تان را بخوانم و بیاموزم. لطفا تجربه‌های خود را با من به اشتراک بگذارید…

من خودم را دوست دارم-تلافی
84 / 100