به‌نام‌خدا

چرا مردم در خانه نماندند؟ نقش دولت و رسانه‌ها

دولت با عملکرد ضعیف و رسانه‌های رسمی با مخابره‌ی پیام‌های متناقض (در طول سه دوره‌) خود عامل سردرگمی افکار عمومی بودند. چرا که این بدیهی‌ترین امر روان‌شاختی است که توصیه‌های متناقض توان اقناع ندارند، بنابراین پیامی که بخشی از مردم دریافت کردند این بود: «جدی نگیرید و در خانه نمانید!».

چرایی مکتب روان‌شناسی اسلامی

به چرایی دو دسته پاسخ داده شده است «کاستی‌های روان‌شناسی مادی» و «درونداشت‌های مکتب روان‌شناسی اسلامی»، فعالین این حوزه معتقدند کاستی‌ها حکایت از ضرورت‌ها می‌کنند و درونداشت‌ها حکایت از توانایی‌ها دارند. پس وقتی ضرورتی احساس می‌شود در عین حالی که توانی برای حل آن وجود دارد، می‌بایست طرحی نو درانداخت.

روز روانشناس و مشاور

روان‌شناس واقعی از دریچه‌ی شناخت خویش، انسان، هستی و حتی خدا را می‌شناسد که «مَنْ‏ عَرَفَ‏ نَفْسَهُ‏ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ: هرکس خود را بشناسد، قطعاً خدایش را خواهد شناخت». به نطر من مَثل «موفقیت» یک روان‌شناس همچون «مرواریدی» است که در درونِ «صدف خودشناسی و خودسازی» قرار دارد...

چرا مردم در خانه نماندند؟ اعتقادات تحریف شده‌ی مذهبی

در آئین انبیا «رشد» از درون‌نگری آغاز می‌شود و پس از تحقق به یاری «بی قید و شرط» دیگران منتج می‌شود، در حالی که ما امروز «مشغول تکاندن خانه‌ی جهانیم» بی‌آنکه «خود را تکانده» باشیم، همچون شیپوری که معکوس دمیده می‌شود!

چرا مردم در خانه نماندند؟ خوداستثنادانی

بخشی از اشخاصی که نسبت به توصیه‌ی «در خانه بمانیم» بی‌توجه بوده‌اند در لایه‌های عمیق روان خود معتقدند «من کرونا نخواهم گرفت، چرا که با دیگران متفاوت‌ام»، این باور از ضمیر ناخودآگاه ایشان تغذیه می‌کند و بدون اینکه خود متوجه باشند تصمیماتی می‌گیرند که می‌تواند خطرات بی‌شماری داشته باشد...

کدام انسان؟ سردار قاسم سلیمانی

خدا اراده نمود تا انسانِ متعالیِ روزهایِ حیرتِ ما، از خود بالاتر رفته، نخ تسبیحی شود برای دانه‌های پراکنده‌ای که شاید به مکر و قهر از هم دور افتاده بودند! چرا که او ایمان آورده و با بیشتر توان خویش عمل صالح نموده بود، پس خداوند محبتش را در دل مردمان قرار داد...

گاهِ تازگی دمید، تازه شو!

گاهِ تحولِ طبیعت فرا رسید و دستان لطیف نوروز پیکر آن را نوازش کرد، پس اکنون بهترین زمان برای غلطیدن دستان پرمهر توبه است بر پیکر آلودۀ روح، توبه سرآغاز تحول در حیات آدمی است، اما توبه نه تنها از عصیان که از غفلت و عادت، دو بلای سعادت‌سوز هستیِ...

حسین زمانه!

مولایی که همچون امام کربلا ندای «هل من ناصر ینصرنی» سر می‌دهد ولی به جز اندکی به درخواست او لبیک نمی‌گویند، زمین کربلایی را دیدم که صاحب آن نیز تنها بود، آن زمان بود که قطعه معروف «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» ذهنم را به خود معطوف کرد...

همگام با مظلومیت علی در نهج‌البلاغه

کاسه‌های غم و اندوه را جرعه‌جرعه به من نوشاندید، با نافرمانی و ذلت‌پذیری رای و تدبیر مرا تباه کردید، می‌خواهم به وسیله شما بیماری‌ها را درمان کنم ولی شما درد بی‌درمان من شده‌اید، کسی را می‌مانم که خار در پایش رفته و با خار دیگری می‌خواهد آن را بیرون کشد...